دلتنگیهامو نگیر از من
یه ستاره چشمک زنون خندید و گفت کنارتم تا آخرش تا پای جون ستاره قشنگی بود آروم و ناز و مهربون ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون اما زیاد طول نکشید عشق منو ستاره جون ماه اومد ستاره رو ، دزدید و برد نامهربون ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی همزبون حالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به آسمون از نظر مردها وقتی به مردی احترام میزاری یعنی بهش علاقه داری احترام نمیزاری یعنی بی شخصیت هستی و
تربیت خانوادگی نداری جوابش رو نمیدی یعنی
امل و ندید بدید و دهاتی هستی نمیخندی یعنی بد اخلاقی و بیچاره اونی که
قراره تو رو تحمل کنه وقتی سکوت میکنی یعنی منزوی هستی و روابط
عمومی خوبی نداری و شاید مشکل روانی داری گریه نمیکنی یعنی بی احساسی و زنانگی
نداری و رفتارت مردونه هست وقتی دوست پسر نداری دروغ میگی و داری
جانماز آب میکشی وقتی قصد ازدواج نداری یعنی داری کلاس
میزاری و از خداته که یکی بیاد تو رو بگیره اصلا مرد اگه تنوع طلب
نباشه که مرد نیست وقتی زنی خیانت میکنه
میگن: ای فاسد بی چشم و رو و گذشتی در کار نیست و اگه همسرش نباشه
اسید پاشی و اگه همسرش باشه سنگسار میگم و میخندم و اشک میریزم و میجنگم و
عشق میورزم مردی که با تمام مردانگی تنها یک روز
نمیتونه زیر بار این فشارها و قضاوتهای بی ربط به جای یک زن زندگی کنه که دلش یه جای دیگست و همه وجودش واس اونه چه بَده برای اونکه جون میدی غریبه باشی هیچ وقت نتونستم احساسمو به زبون بیارم واسم سخته به دوست داشتن و وابسته بودن اعتراف کنم کاش میتونستم یه روز به احساسم اعتراف کنم میگذره یه عمری اما از خیالت رفتنی نیست داغ عشق هیچکسی تو دنیا مثل اونکه پس میزندت نیست چه بده تنها شی وقتی هیچکسی هم قدمت نیست گاهي گمان نمي كني ولي مي
شود، گاهي نمي شود، نمي شود كه نمي شود؛ گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است،
گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود؛ گاهي گداي گداي گدايي و بخت نيست، گاهي
تمام شهر گداي تو مي شود... دكتر علي شريعتی
برام خیلی بی اهمیت شدی اصلا انگار نیستی نمیبینمت چه حس خوبیه سبک بالیه راحت شدم هیچی بدتر از این نیست از کسی که بیشترین احترامو براش قائل بودی بی احترامی ببینی یه جاهایی رضایته یه جاهایی مخالفته یه جاهایی بی تفاوتیه سکوت تو چه معنایی داره ؟ سکوت من هرچی که هست رضایت نیست خاموشیه و مرگ لحظه هاست وقتی آدما درجه اهمیتشونو واسم از دست بدن در برابر کاراشون فقط سکوت میکنم و گاهی یه لبخند هم نثارشون میکنم آره سکوت من خاموشیه ، کرخیه ، حل شدنه سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...!
که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی... بخواد... كه وقتی تو اوج تنهایی هستی ، با چشماش بهت بگه : هستم تا ته تهش !
هستی !؟ همیشه مشکل از جایی شروع میشه که نمیتونیم مثل آدمهای "بدِ" زندگیمون رفتار کنیم پس باید فقط نگاه و تحمل کرد حالا که گریه میکنی دلم میخواد بی تفاوت از کنارت بگذرم ولی بازم نمیتونم مثل تو باشم کــــــــــــــــــــــــــــاش تو زندگیم یه بار میتونستم مثل تو بگــــــــــذرم از همه چیز و همه کس فقط به خاطر خودم و احساسم درست همون موقع که غرق دوست داشتنت میشم درست توی اون لحظه یه نیروی قوی دافعه از تو مانع ام میشه یه نیروی عمیق دفعم میکنه نزدیک میشوی به من فرسنگها در من
فرو میروی در من خانه
میکنی در من
حضورمیابی لحظه به لحظه
هرجا و هر کجا توی انگشتهایم
جاری میشوی سطر به سطر
خاطراتم را می نگاری روی لبم
مینشینی خنده میشوی،
حرف می شوی دلم که می
گیرد از چشمهایم میباری کیستی ؟ کیستی
تو؟ کیستی تو که
این همه در من بی تابی
سزاوار حرفهای
عاشقانه ای کیستی تو که
دیدنت زندگی رفتنت مرگ است
در من بمان از هنوز تا
همیشه ... تموم حواسم به اینه که کاری نکنم این دوست یه وقت بازم برام چاله های بیشتری بکنه اه خسته شدم همه جا آسمون یه رنگه آخه تو بگو دیگه انرژی و انگیزه ای واس بقیه راه میمونه ما آدما تا کجا میتونیم پست و حقیر بشیم من که در شگفتم دارم کم میارم، کم اوردم واقعا زندگی ارزششو داره ......... دوباره آرامشمو دارم از دست میدم کاش میشد دور بشم از این همه دلخوری کـــــــــــــــــــــــــــــاش دچار تضاد شدم دچار نقض گویی دچار بلاتکلیفی دلم میخواد حرف بزنم یه جورایی خسته شدم بی انگیزه شدم تا حالا شده احساس کنید همه چی داره خوب پیش میره توی خوش خیالی محض یه دفعه ببینید نه اوضاع اونجور که فکر میکردی نیست نه آدما نه شرایط اونجور که تو فکر میکردی همراهت نیستند خیلی بده آدم تکیه کنه بعد برگرده پشت سرش ببینه هیچی نیست پشتش خالیه خالیه خدایا تو هیچ وقت پشتمو خالی نکن غربت آنست که بدانند کجایی و نگیرند سراغی دوباره ...... چون
می گذرد غمی نیست برای
تمام دردها دو علاج وجود دارد گذر زمان وسکوت همیشه
از سکوت چگونه فریاد زدن رو بیاموز بادها می
وزند، عده ای در مقابل آن دیوار می سازند و تعدادی آسیاب به پا می کنند پریدن کار دل است و قدم
زندن کار عقل، اگر لذت جهان خواهی با دل همسفر شو و اگر مقصد خواهی آهسته رو عظمت مردمان بزرگ از طرز رفتارشان با مردمان
کوچک آشکار میشود کوچک
که بودم فکر می کردم آدمها چقدر بزرگند ! و ترس برم میداشت بزرگ که شدم دیدم چقدر
بعضی آدمها کوچکند و باز ترسیدم عشق
همانند پروانه ایست که اگر سفت بگیری له می شود و اگر سست بگیری می گریزد مردها همواره میخواهند اولین عشق یک زن باشند و زن ها دوست دارند آخرین عشق یک
مرد باشند برای
اینکه بزرگ باشی، نخست کوچک بودن را تجربه کن سعی
کن خودت باشی. گمشده واقعی تو ،تو را آنطور که هستی دوست می دارد نه آنطور که خود
می پسندد جای
کشتی در ساحل بسیار امنتر است ولی برای این ساخته نشده بگذار
تا شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید. هرچند آن بجز معنی رنج و پریشانی
نباشد. اما کوری را هرگز بخاطر آرامش تحمل مکن کلا آدما چند دسته اند. دو دسته شون رو می خوام بگم. دسته اول افرادی اند که دقیقا رفتار تابع سینوس رو از 0 تا پی دنبال می کنن. این افراد رو از دور که ببینی به هیچ وجه نمی تونی بهشون 1% هم فکر کنی. ولی وقتی خیلی اتفاقی باهاشون برخورد داشته باشی تا یه جایی اینطوری پیش میری. خوب بودنشون باعث می شه که خیلی زودتر از حد معمول بهشون نزدیک بشی. ولی دقیقا وقتی که رابطه تون به نقطه اوج می رسه می افتی تو سراشیبی تابع و خیلی زودتر از چیزی هیچ وقت نمی تونی بفهمی که کی باید متوقف بشی که تو اوج رابطه بمونی. دسته دوم افرادی اند که مهم نیست از دور چه جوری به نظر می رسند ولی تا بهشون نزدیک نشی اوج عظمت شون رو نمی تونی درک کنی. این جور افراد رو می شه به تابع y=x تشبیه کرد. این جور افراد انتها ندارند. یعنی تا بی نهایت می تونی باهاشون پیش بری.می تونند تو رو تا اوج ببرند. برعکس افراد دسته ی اول همیشه می تونی روشون حساب کنی. هرچقدر که جلو تر بری بیشتر به خودشون وابسته ات می کنند. تا جایی که حس می کنی دیگه نمی تونی جلوتر بری از این دسته افراد خیلی کم اند. افرادی که از یه جایی به بعد می ترسی از نبودنشون. چشمهایم را میبندم و میگذرم چون ایمان دارم چشمان خدا باز است خیلی خوشحالم از اینکه دارمت از اینکه هستی از اینکه کنارمی با دنیا عوضت نمیکنم اگه بخوای توی آتیشم باهات میام برام خیلی عزیزی يکي بودن و يگانه
زيستن راه يگانگي است. انکار شدنيها را
انکار کن و از گذرکردنيها گذر کن و در انکار ناشدني بمان. داستان زندگي ات
را بنويس و نگذار به تو تحميل شود. خوبترين، هماهنگ
ترين است. خلاقانه بيدار شو.
خلاقانه بخواب. روياهايت را جدي
بگير و در سکوت به قلبت گوش کن. همانکه هستي باش
آنگاه آنچه ميخواهي بشو. يگانگي با يکي،
يگانه زيستن و يگانه پرستي، سه راز زندگي است. خوبترين شيوه
هماهنگي است. اين شيوة جهان است. هماهنگ با جهان
باش تا جهان با تو هماهنگ باشد. با تفکر انتخاب کن
و بدون تحقيق نپذير. هر کاري که با
ديگران ميکني با خودت کردهاي پس بخوبي رفتار کن. حقيقت يکيست،
راهها بسيار است و هر کس راه خود را دارد. خداوند زنده را با
زنده پرستي ميتوان تجربه کرد نه با مرده پرستي (خداي زنده را بپرست نه خداي مرده
را). دريافت کردن بدون
بخشيدن ممکن نيست پس ببخش تا به تو بخشيده شود. به نام خداوند
بخشندة مهربان، ببخش و محبت کن و مهربان باش. اصلي ترين عامل
تعيين کنندة زندگي انسان، شعور اوست. زندگي انعکاس شعور است و با تغيير شعور،
زندگي انسان تغيير ميکند. انديشهها و کلمات
و تصاوير سازنده زندگي سازند. هر مسئلهاي را با
روش متناسبي بايد حل کرد. بيماريها علل
مختلفي دارند و براي درمان بيماري بايد از روشهاي هماهنگ بهره گرفت. اديان مرده پيروان
خود را ميميرانند و تعليم زنده انسان را زنده ميکند. دانستن کافي نيست،
هوشياري لازم است. ازدواج پرخطر است
اما ازدواج هماهنگ ضروريست. با فهم معناي
چيزها ميتوان از چيزها عبور کرد. شناخت کامل به
تجربة کامل منجر ميشود. شناختن، مهارکردن و ارتباط داشتن است. اين دنيا محل عبور
است. هر لحظه از آن عبور کن. تغذية زنده از
شرايط زندگي و زنده زيستن است. مرگ پايان اين جسم
است اما آغاز زندگي دوباره است. زندگي حقيقي در
عاشقانه زيستن است. انسان به شعور است
نه به ادعا و اسم و چيزهاي ديگر. زندگي براي تو همان
است که آنرا ميبيني. اگر نگاه تو دگرگون شود زندگي تو دگرگون ميشود. انسانها عموماً
خواباند و مشغول خواب و کابوس و رويا، بيدار شو و بيدار کن. نيروي راستي ميتواند
انسان را از همة بديها و تاريکيها و خطرات نجات دهد. راستي و درستي
جوهر توصيههاي خداوند به بشر است. الگوهاي طبيعت،
الگوهايي براي حل مسائل بشر و زندگي هماهنگ اند. تقدير واقع شدني
است در عين حال تدبير شدني است. رنج زاييدة تنهايي
است و راحتي در برقراري ارتباط است. به خوبترينها
بپرداز نه خوبها و نسبتاً خوب ها. ارتباط با زندگان
زنده ميکند و رابطة با مردگان ميميراند. سياست زدگي، دروغ زدگي است. گرفتار آن
نشويد. توان خلاق ذهن ات را تماماً به کار گير. داشته هايت را با فهميدن بارور کن تا به
عمل درآيند و به محصول برسند. قوي باش تا قدرت يابي. شاد باش تا شاد
شوي. هر چه ميخواهي باش تا هر چه ميخواهي بشوي. خلاقانه سوال کن، خلاقانه بينديش،
خلاقانه بگو، خلاقانه عمل کن و خلاق باش زيرا تو تصوير خالق جهان هستي. شايستگي به شعور است و اتفاقات به آمادگي
است. براي وقوع هر چيزي آماده باش. ![]()
![]()
به سوال مردی پاسخ میدی یعنی داری پا میدی
لبخند میزنی یعنی جلفی
وقتی حرف میزنی و معاشرت میکنی و از خودت دفاع میکنی
یعنی هفت خطی
وقتی گریه میکنی یعنی سست و ضعیفی یا اشک تمساح میریزی
وقتی دوست پسر داری یعنی خرابی هرچند این رو به روت
نمیارن
وقتی قصد ازدواج داری یعنی میخوای یکی پیدا بشه آویزونش
بشی و خودت رو بهش بندازی
وقتی مردی خیانت کنه همه براش دلسوزی میکنند و میگن:
طرف براش کم گذاشت و رفت سراغ یکی بهتر و اون طرف حتی اگه همسرش هم باشه
باید مردش رو ببخشه و خودش رو اصلاح کنه
و......و.....و
و با تمام اینها من یک زنم
و شما هم مرد باشيد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...
گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باید خیلی از حرفارو توی دلت نگه داری
تا حداقل کسی رو داشته باشی که بهش بگی رفیق
مگه نه رفیق … !؟
![]()
![]()
![]()
![]()
و یه کم نزدیکشون بشی می فهمی چقدر خوبند.
دقیقا یه قدم دیگه که برداری به طرفشون،
که فکر کنی طرف دچار دل زدگیت می کنه.
چون بزرگی روحشون تو رو درگیر می کنه.![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


